ابو الرحمان احمد بن علی نسایی یکی از علمای بزرگ اهل سنت و یکی از ائمه صحاح سته در اواخر قرن سوم بوده است
داستان کشته شدن نسایی:
در سال 303 هجری قمری ابوالرحمان نسایی وارد شهر دمشق میشود و مردم از او استقبال گرمی کرده و از او میخواهند به منبر برود
وقتی که به منبر میرود مردم به او میگویند:چه احادیثی در مورد معاویه به یاد داری؟او گفت:فقط یک حدیث که روزی پیامبر به معاویه میگوید که کاری انجام دهد که معاویه مشغول خوردن غذا بوده و کار پیامبر را انجام نمیدهد و پیامبر معاویه را نفرین میکند که هیچوقت سیر نشود
مردم از او میپرسند:چه احادیثی درباره علی به یاد داری؟او میگوید:من هزاران حدیث درباره علی میدانم که الان یادم است و هزاران حدیث دیگر که در کتاب هایم نوشته ام اما الان به یاد ندارم
مردم او را از منبر به زیر میکشند و او را با شدت تمام میزنند و خصیتین او را کوفتند و و الت تناسل او را لگد مال نمودند و به همان حال کشیدند و از مسجد بیرون انداختند و در اثر انهمه ضربات سخت و لگد مال کردن او چند روز بعد وفات میکند و حسب الوصیت جنازه اش را در مکه دفن نمودند!!!
این که یعنی یکی از بزرگترین علمای اهل سنت و نویسنده یکی از شش کتاب صحیح است را مردم خصیتین(بیضه ها) ی اورا کوفتند و الت تناسلش را گرفتند و او را به بیرون از مسجد کشیدند
خوب از قدیم گفته اند که حقیقت تلخ است و یک نفر از علمای اهل سنت هم که حقیقت را گفت چنین بلایی سر او اوردند خوب حال بگویید که شیعه چه وقت چنین رفتار زشتی با عالم خود کردن و اورا شهید میکند؟

نوشته شده در تاریخ سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389    | توسط: علی باقری    | طبقه بندی: امام علی(ع)،     | نظرات()