در کتب اهل سنت امده که عمر متجاوز از هفتاد بار گفته است که:
لولا علی لهلک عمر
اگر علی نبود عمر هلاک شده بود
یک داستان:
فقیه گنجی شافعی در باب 57 کفایه الطالب فی مناقب علی بن ابی طالب میگوید:
روزی عمر با حذیفه بن الیمان ملاقات میکند و میگوید:چگونه صبح کردی؟ حذیفه میگوید:
اصبحت و الله اکره الحق و احب فتنه و اشهد بمالم اره و احفظ غیر المخلوق و اصلی علی غیر وضو ولی فی الارض
ما لیس لله السما
به خدا سوگند صبح کردم در حالتی که اکراه دارم از حق و دوست میدارم فتنه را و شهادت میدهم به چیزی که ندیده
ام او را و حفظ میکنم غیر مخلوق را و نماز(یا صلوات)میخوانم بدون وضو برای من است در زمین چیزی که نیست خدا
در اسمان
عمر از از این کلمات غضبناک گردرد خواست اورا اذیت کند در همان روز بین امیرالمومنین علی رسید اثار غضب را در صورت عمر دید فرمود:از چه غضبناکی قضیه را نقل کرد حضرت فرمود که مطلب مهمی نیست همه را صحیح گفته:
مراد از حق که از او اکراه دارد مرگ است و مراد از فتنه که دوست دارد مال و اولاد است و اینکه شهادت میدهم به
چیزی که ندیده ام یعنی به وحدانیت خدا و مرگ و قیامت و بهشت و دوزخ و صراط که هیچکدام را ندیده است و اینکه حفظ میکنم غیر مخلوق را مرادش قران است که مخلوق نیست و اینکه گفته بدون وضو صلوات میفرستم یعنی صلوات بر رسول خدا که جایز است بی وضو صلوات فرستادن و گفته برای من چیزیست که نیست برای خدا در اسمان یعنی برای من زوجه است که خدای تعالی مبرا از زوجه و اولاد است

نوشته شده در تاریخ جمعه بیستم اسفند 1389    | توسط: علی باقری    | طبقه بندی: امام علی(ع)،     | نظرات()