1-ابو هریره دوسى(كه در سنّ هفتاد و هشت سالگى در یكى از سالهاى 57-58-59 در گذشته)-روایت او بطور مسند در جلد 8 تاریخ خطیب بغدادى صفحه 290 بدو طریق از مطر وراق از شهر بن جوشب از ابو هریره بلفظ او كه بعدا ذكر میشود موجود است و در«تهذیب الكمال فی اسماء الرجال»تألیف ابى الحجّاج مزى و در جلد 7 از«تهذیب التهذیب»ص 327؛و در مناقب خوارزمى ص 130 ذكر شده و خوارزمى در كتاب مقتل امام سبط شهید(حسین بن على علیه السّلام) او را از جمله راویان حدیث غدیر از صحابه بشمار آورده است.

 

و جزرى-در ص 3 از«اسنى المطالب»و سیوطى در«درّ المنثور»جلد 2 ص 259 از ابن مردویه و خطیب و ابن عساكر هر یك بسلسله سند خود از او(ابو هریره)روایت نمودهاند؛و در ص 114«تاریخ الخلفاء»نقل از ابى یعلى موصلّى بسلسله سند خود از نامبرده روایت نموده و در«فرائد السمطین»تألیف حموینى باسنادش از شهر بن جوشب از نامبرده روایت شده،و در جلد 6 از«كنز العمّال»تألیف متقى هندى ص 154 بطریق ابن ابى شیبه از او و از دوازده تن دیگر از صحابه و در همان جلد ص 403 از عمیرة بن سعد از او؛و در جلد 2«الاستیعاب»تألیف ابن عبد البرّ ص 473 و در جلد 5«البدایة و النّهایة»تألیف ابن كثیر دمشقى ص 214 نقل از حافظ ابى یعلى و حافظ ابن جریر باسناد آندو از ادریس و داود از پدر آنها(یزید)از او؛و همچنین از شهر بن جوشب از او و همچنین از عمیرة بن سعد از او و در كتاب«حدیث الولایه»تألیف ابن عقده

و«نخب المناقب»تألیف ابو بكر جعابی و در«نزل الابرار»ص 20 از طرق ابى یعلى موصلى و ابن ابى شیبه از او روایت شده؛آنچه فوقا از سلسلههاى متعدّد نقل شده همه منتهى به ابى هریره میشود.

2-ابو یعلى انصارى(گفته شده كه نامبرده در سال 37 در صفّین كشته شده) لفظ او بطور مسند در ص 35 از كتاب«المناقب»خوارزمى باسناد از ثویر بن ابى فاخته از عبد الرّحمن بن ابى لیلى از پدرش چنین مندرج است:پدرم گفت:پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله در روز خیبر پرچم را بعلى بن ابى طالب علیه السّلام داد و خداى تعالى خیبر را بدست على علیه السّلام گشود-و در روز غدیر خم او را بپا داشت و بمردم اعلام فرمود كه او(یعنى على علیه السّلام)مولاى هر مرد و زن از اهل ایمان خواهد بود؛و ابن عقده حدیث غدیر را باسناد خود در«حدیث الولایه»و سیوطى در«تاریخ الخلفاء»ص 114 و سمهودى در«جواهر العقدین»از ابو لیلى مذكور نقل نمودهاند.

3-ابو زینب بن عوف الانصارى-لفظ روایت او در جلد 3«أسد الغابه»ص 307 و در جلد 5 ص 205 و در جلد 3«الاصابه»ص 408 از اصبغ بن نباته و در جلد 4 ص 80 از«حدیث الولایه»ابن عقده-از طریق على بن حسن عبدى از سعد اسكاف از اصبغ نقل شده و حدیث مناشده(سوگند دادن)-أمیر المؤمنین علیه السّلام را بحدیث غدیر خم در روز رحبه نیز ذكر نموده كه از جمله كسانیكه ضمن مناشده گواهى بآن دادهاند ابو زینب را نامبرده است و قریبا لفظ حدیث را ملاحظه خواهید فرمود انشاء اللّه تعالى.

4-ابو فضاله انصارى-نامبرده از اهل بدر است و در جنگ صفین با أمیر المؤمنین على علیه السّلام بوده و كشته شده است این شخص در روایت اصبغ بن نباته كه در جلد 3 «اسد الغابه»ص 307 و جلد 5«حدیث الولایه»ص 205 ثبت شده از جمله كسانى است

كه در روز رحبه براى على علیه السّلام بحدیث غدیر شهادت داده است و قاضى بهلول بهجت در تاریخ آل محمّد صلّى اللّه علیه و آله ص 67 او را در شمار راویان حدیث غدیر ذكر نموده است.

5-ابو قدامه انصارى یكى از كسانى است كه روز رحبه طرف مناشده و سوگند امیر المؤمنین على علیه السّلام بوده،طبق مندرج در جلد 5«اسد الغابه»ص 276 نقل از ابن عقده باسنادش از محمّد بن كثیر از فطر و ابن جارود از ابى الطفیل از نامبرده كه در روز رحبه شهادت داد براى على علیه السّلام و در(حدیث الولایه)ابن عقده و(جواهر العقدین)سمهودى و در جلد 4«الاصابه»ص 159(كه او نیز از حدیث الولایه ابن عقده نقل نموده)از طریق محمّد بن كثیر از فطر از ابو الطفیل روایت نموده كه او گفت نزد على علیه السّلام بودیم كه آنجناب فرمود قسم بخدا میدهم كسانى را كه روز غدیر خم حضور داشته و شاهد بر این امر بودهاند(تمام حدیث بعدا ذكر میشود)در كتاب نامبرده مذكور است كه ابو قدامه انصارى از كسانى است كه بداستان غدیر خم در آنروز شهادت داد.

6-ابو عمرة بن عمرو بن محصن انصارى-ابن اثیر در جلد 3«اسد الغابه»ص 307 حدیث مناشده امیر المؤمنین على علیه السّلام را در كوفه و شهادت ابو عمره نامبرده را بحدیث غدیر ذكر نموده و ابن عقده در كتاب خود«حدیث الولایه»حدیث مزبور را از او روایت نموده است.

7-ابو الهیثم بن التیهان(در سال 37 در صفین شهادت یافته)حدیث او در كتاب«حدیث الولایه»تألیف ابن عقده و در«نخب المناقب»جعابى موجود است و در مقتل خوارزمىدر شمار راویان حدیث غدیر از صحابه ذكر شده است و در«جواهر العقدین»سمهودى از فطر و ابى الجارود از ابى الطفیل شهادت او را از خود نامبرده در

روز مناشده بحدیث غدیر خم ذكر نمودهاند و در تاریخ آل محمّد صلّى اللّه علیه و آله ص 67 نامبرده در شمار راویان حدیث غدیر ذكر شده است.

8-ابو رافع قبطىآزاد شده رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله-حدیث او را ابن عقده در «حدیث الولایه»و ابو بكر جعابى در«نخب»روایت نمودهاند و خوارزمى در مقتل خود او را در شمار راویان حدیث غدیر از زمره صحابه ذكر نموده است.

9-ابو ذویب خویلد(یا خالد)پسر خالد بن محرث الهذلى(نامبرده از شعراى زمان جاهلیّت و عصر اسلام است و در خلافت عثمان در گذشته)ابن عقده در«حدیث الولایه»و خطیب خوارزمى در فصل چهارم از مقتل امام سبط علیه السّلام حدیث غدیر را از او روایت كردهاند.

10-ابو بكر بن ابى قحافه تیمى(وفات:سال 13 هجرى)ابن عقده باسناد خود در«حدیث الولایه»و ابو بكر جعابى در«نخب»و منصور رازى در كتاب خود (كه در موضوع غدیر نوشته است)حدیث غدیر را از او روایت نمودهاند و شمس الدین جزرى در«اسنى المطالب»ص 3 او را در شمار راویان حدیث غدیر از صحابه ذكر نموده است.

11-اسامة بن زید بن حارثه كلبى نامبرده در سال 54 هجرى در سن هفتاد و پنجسالگى در گذشته)-حدیث او در موضوع غدیر خم در«حدیث الولایه»و در «نخب المناقب»مذكور است.

12-ابىّ بن كعب انصارى خزرجى-(سیّد القرّاء-یعنى از بزرگان قادیان و حافظان قرآن بوده-(وفات او در یكى از سالهاى 30 تا 32 هجرى واقع شده و نسبت بسال وفات او جز این نیز ذكرى شده است)ابو بكر جعابى در«نخب المناقب» باسناد خود حدیث غدیر خم را از او روایت كرده است.

13-اسعد بن زراره انصارى-ابن عقده در«حدیث الولایه»از محمّد بن فضل بن

إبراهیم اشعرى از پدرش از مثنّى ابن قاسم حضرمى از هلال بن ایّوب صیرفی از ابن كثیر انصارى از عبد اللّه بن اسعد بن زراره از پدرش اسعد بن زراره مذكور حدیث غدیر را از رسول خدا روایت نموده و ابو بكر جعابى در«نخب»و ابو سعید منصور سجستانى در«كتاب الولایه»از ابى الحسن احمد بن محمّد بزاز صینى(چینى)باملاء او در ماه صفر سال 394 ضبط نموده كه گفت:ابو العباس احمد بن سعید كوفی حافظ در سال 330 حدیث نمود و ابو الحسین محمّد بن محمّد بن على شروطى بما خبر داد و گفت كه ابو الحسین محمّد بن عمر بن بهتة.و ابو عبد اللّه حسین بن هارون بن محمّد قاضى صینى(چینى)و ابو محمّد عبد اللّه بن محمّد اكفانى قاضى بما خبر داده گفتند كه:احمد بن محمّد بن سعید بما خبر داده گفت كه:محمّد بن فضل بن ابراهیم اشعرى براى ما حدیث نمود(تا آخر سند مذكور كه ابن عقده آورده-و شمس الدین جزرى در«اسنى المطالب»ص 4 نامبرده را در شمار راویان حدیث غدیر از زمره صحابه ذكر نموده است.

14-اسماء بنت عمیس خثعمیّه-ابن عقده در«حدیث الولایه»باسناد خود از او روایت نموده است.

15-ام سلمه-زوجه پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله-ابن عقده از طریق عمرو بن جعدة بن هبیره از جدش از ام سلمه این روایت را آورده كه ام سلمه گفت:رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در غدیر خم دست على علیه السّلام را گرفت و او را بلند نمود تا بحدى كه سفیدى زیر بغل او را دیدم.آنگاه فرمود:هر كس من مولاى اویم:على علیه السّلام مولاى او است. سپس فرمود:اى مردم.من دو چیز گران و نفیس در میان شما وامیگذارم.كتاب خدا و عترت من،و این دو هرگز از یكدیگر جدا نمیشوند تا در كنار حوض بر من وارد شوند.و این روایت را سمهودى شافعى در«جواهر العقدین»بنابر مندرج در ص 40«ینابیع الموده»آورده و شیخ احمد بن فضل بن محمّد با كثیر مكى شافعى در«وسیلة المآل»از طریق ابن عقده از ام سلمه بهمین الفاظ روایت نموده است.

16-ام هانى بنت ابى طالب سلام اللّه علیهما-نامبرده گفت:رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله از حج خود بازگشت تا در غدیر خم فرود آمد،سپس در آن هواى گرم ایستاد و خطبه خواند و پس از بیان خطبه فرمود اى مردم...(تا آخر حدیث).

این روایت را بزار با ذكر سند در مسند خود از ام هانى ثبت كرده و سمهودى شافعى(بنابر آنچه قندوزى حنفى در ص 40«ینابیع الموده»ذكر نموده)آنرا از نامبرده روایت نموده و ابن عقده نیز باسناد خود در-«حدیث الولایه»این حدیث را از ام هانى آورده است.

17-ابو حمزه انس بن مالك انصارى خزرجى-خدمتكار رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله (كه در سال 93 هجرى در گذشته است)خطیب بغدادى در جلد 7 تاریخش ص 377 و ابن قتیبه دینورى در«المعارف»ص 291 و ابن عقده در-«حدیث الولایه»باسناد خود از مسلم ملائى از انس،و ابو بكر جعابى در«نخب-خود»و خطیب خوارزمى در مقتل،و سیوطى در(تاریخ الخلفاء)ص 114 بطریق طبرانى،و متقى هندى در جلد 6«كنز العمال»ص 154 و ص 403 از عمیرة بن سعید از انس؛و بدخشى در «نزل الابرار»ص 20 از طریق طبرانى و خطیب،این حدیث را از نامبرده روایت نمودهاند؛و در«اسنى المطالب»جزرى ص 4 نامبرده در شمار راویان حدیث غدیر ذكر شده است.

18-براء بن عازب انصارى اوسى(در كوفه اقامت گزیده و در آنجا سال 72 هجرى در گذشته است)در جلد 4-«المسند»احمد بن حنبل ص 281 حدیث غدیر بلفظ نامبرده موجود است كه صاحب«مسند»باسناد خود از عفان از حمّاد بن سلمه از على بن زید از عدى بن ثابت از او(براء)و بطریق دیگر از عدى از براء روایت كرده بشرح و بیانى كه در حدیث تهنیه انشاء اللّه ذكر خواهد شد و در«سنن»ابن ماجه جلد 1 ص 28 و 29 از ابن جدعان از عدى از او روایت شده كه گفت:در خدمت رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله از حجّى كه نمود آمدیم.در بعضى منازل فرود آمد و از طرف آنجناب

اعلام شد كه همگى براى نماز مجتمع گردند.سپس دست على علیه السّلام را گرفت و فرمود:آیا من اولى(سزاوارتر)باهل ایمان از خود آنها نیستم؟همگى گفتند، آرى هستى،فرمود:آیا من بهر فرد مؤمن اولى باو از خودش نیستم؟گفتند،آرى هستى،فرمود:بنابر این،این شخص(یعنى على علیه السّلام)ولىّ و عهدهدار امور كسى است كه من مولاى اویم.بار خدایا دوست بدار آنكه را او را دوست دارد و دشمن دار آنكه را او را دشمن دارد.

و در خصایص نسائى ص 16 از ابى اسحق از او،و در تاریخ خطیب بغدادى جلد 14 ص 236 و در تفسیر طبرى جلد 3 ص 427 و در«تهذیب الكمال فی اسمآء الرجال»،و در«الكشف و البیان»تألیف ثعلبى(لفظ و سند او خواهد آمد)و در «استیعاب»ابن عبد البرّ جلد 2 ص 473 و در«الریاض النضره»محب الدین طبرى جلد 2 ص 169 از طریق حافظ ابن سمان و مناقب خطیب خوارزمى ص 94(باسناد از عدى)از براء نامبرده و در«الفصول المهمه»تألیف ابن صباغ مالكى ص 25(نقل از حافظ ابى بكر بن احمد بن حسن بیهقى و امام احمد بن حنبل)و در«ذخایر العقبى» تألیف محب الدین طبرى ص 67 و در«كفایة الطالب»تألیف حافظ گنجى شافعى ص 14 از عدى بن ثابت از او-و در تفسیر فخر رازى جلد 3 ص 636 و تفسیر نیسابورى جلد 6 ص 194 و در«نظم درر السمطین»تألیف جمال الدین زرندى و در«جامع صغیر» جلد 1 ص 555 از طریق احمد و ابن ماجه و در«مشكات المصابیح»ص 557(آنچه كه از طریق احمد از براء و زید بن ارقم روایت شده)و در شرح دیوان أمیر المؤمنین علیه السّلام تألیف میبدى بطریق احمد و در«فراید السمطین»به پنج طریق از عدى بن ثابت از او و در «كنز العمال»جلد 6 ص 152 از طریق احمد از او و در ص 397 نقل از سنن حافظ ابن ابى شیبه باسنادش از او و در«البدایة و النهایة»ابن كثیر جلد 5 ص 209 از عدى از او بنقل از ابن ماجه و حافظ عبد الرزاق و حافظ ابو یعلى موصلّى و حافظ حسن بن سفیان و حافظ ابن جریر طبرى و در جلد 7 كتاب مذكور ص 349 از طریق حافظ عبد الرزّاق از معمّر از ابن جدعان از عدى از براء بن عازب روایت نمودهاند كه گفت:با رسول

خدا صلّى اللّه علیه و آله بیرون آمدیم(از مكّه)تا در غدیر خم فرود آمدیم.منادى از طرف آنجناب اجتماع عمومى را اعلام كرد و پس از آنكه همگى گرد آمدیم فرمود:آیا من اولى بشما از خود شما نیستم؟گفتیم.آری هستى یا رسول اللّه،فرمود آیا من اولى(سزاوارتر) نیستم بشما از مادرانتان؟گفتیم.آرى هستى یا رسول اللّه،فرمود:آیا من اولى نیستم بشما از پدرانتان؟گفتیم بلى یا رسول اللّه هستى،و از این قبیل پرسشها دایر باولویّت خود چند بار تكرار فرمود و همه را تصدیق و اقرار نمودیم.آنگاه فرمود:هر كس كه من مولاى او هستم پس على علیه السّلام مولاى او خواهد بودبار خدایا دوست بدار كسى را كه او را دوست دارد و دشمن دار كسى را كه او را دشمن دارد پس عمر بن خطّاب گفت:گوارا باد تو را اى پسر ابى طالب كه امروز را درك نمودى در حالتیكه ولىّ و سرپرست هر مؤمن هستى،و بهمین كیفیّت این حدیث را ابن ماجه از حدیث حماد بن سلمه از على بن زید-و ابى هارون عبدى از عدى بن ثابت از براء آورده و موسى بن عثمان حضرمى نیز از ابن اسحق بهمین عنوان از براء روایت نموده است.

و حدیث مزبور را حافظ ابو محمّد عاصمى در«زین الفتى»از ابى بكر جلاب از ابى احمد همدانى از ابى جعفر محمّد بن إبراهیم قهستانى از ابى قریش محمّد بن جمعه از ابى یحى مقرى از پدرش از حماد بن سلمه از على بن زید بن جدعان از عدى بن ثابت از براء بن عازب بشرح و لفظى كه در حدیث تهنیه خواهد آمد روایت نموده و در«نزل الابرار» نیز در صفحه 19 از طریق احمد و در صفحه 21 از طریق ابى نعیم در فضایل صحابه حدیث او از براء بن عازب موجود است و در جلد 2 از«الخطط»مقریزى ص 222 بطریق احمد از او(براء)و در«مناقب الثلاثه»از طریق احمد و حافظ ابو بكر بیهقى از او و در جلد 2 از كتاب«روح المعانى»ص 350 از او در تفسیر«المنار»جلد 6 ص 464 از طریق احمد و ابن ماجه از نامبرده این روایت ذكر شده است و جزرى در«اسنى المطالب»ص 3 براء بن عازب مذكور را در شمار راویان حدیث غدیر ذكر نموده.

19-بریدة بن خصیب ابو سهل اسلمى(وفات در سال:63 هجرى)حدیثش در جلد 3 مستدرك حاكم ص 110 از محمّد بن صالح بن هانى ذكر شده كه او نقل از احمد بن نصر و باز حاكم از محمّد بن على شیبانى در كوفه شنیده از احمد بن حازم غفارى و او از محمّد بن عبد اللّه عمرى و او از محمّد بن اسحق و او از محمّد بن یحیى و احمد بن یوسف نقل كرده از ابی نعیم و او از ابن ابى غنیهو او از حكم از سعید بن جبیر از ابن عبّاس-نقل نموده كه او از بریده مذكور حدیث غدیر را روایت كرده و در جلد 4 «حلیة الاولیاء»ص 23 باسنادش از طریق ابن عیینه مذكوره آورده و در جلد 2 «الاستیعاب»ابن عبد البرّ ص 473 در شرح حال امیر المؤمنین علیه السّلام ذكر شده و در مقتل خوارزمى و اسنى المطالب جزرى شافعى ص 3-نامبرده در شمار راویان حدیث غدیر از صحابه ذكر شده و در«تاریخ الخلفاء»ص 114 حدیث غدیر از طریق بزار از او و در جلد 2«الجامع الصغیر»ص 555 از طریق احمد و در جلد 6«كنز العمال» ص 397 نقل از حافظ ابن ابى شیبه و ابن جریر و ابى نعیم باسنادشان از او و در«مفتاح النجا»و«نزل الابرار»ص 20 از طریق بزار-و در جلد 4 تفسیر«المنار»ص 464 از طریق احمد از نامبرده روایت نموده اند


نوشته شده در تاریخ شنبه سی ام بهمن 1389    | توسط: علی باقری    |    | نظرات()