سخن امام جواد (ع) درباره ستم کنندگان به مادرشان فاطمه زهرا (س)

از زکریا بن آدم روایت شده که من نزد حضرت رضا (ع) بودم و جوادالائمه (ع) را که سنش از چهارسال کمتر بود آوردند او دست خویش بر زمین زد و سر به سوی آسمان برداشت و مدتی طولانی فکر کرد ، حضرت رضا (ع) فرمود جانم قربانت چرا فکر کردن تو به طول انجامید ( و در چه موضوعی فکر میکنی ؟! ) گفت فکر میکنم در ستمهائی که به مادرم فاطمه علیها سلام شد ولی سوگند به خدا که آن دو تن را از قبر بیرون میکشم و جسدشان را می سوزانم و خاکسترشانرا بر باد داده و به دریا پراکنده میکنم ، حضرت رضا (ع) او را نزدیک خود بُرد و میان دیدگانش را بوسید و فرمود پدر و مادرم فدای تو باد ، تو شایسته این مقام یعنی امامت هستی.  انوار البهیه صفحه 282

http://ahadith.ir/hazrate-zahra.htm

شیخ مفید و شیخ طوسی از طریق عامه روایت کرده اند که حضرت رسولخدا (ص) فرمود که فاطمه پاره تن من است هرکه او را شاد گرداند مرا شاد گردانیده است و هرکه او را آزرده کند مرا آزرده است ، فاطمه عزیزترین مردم است نزد من.  منتهی الآمال ( شیخ عباس قمی ره ) جلد 1 صفحه 160

چهار عملی که رسول الله (ص) به فاطمه (س) آموخت

از حضرت زهرا (علیهاالسلام) روایت است که حضرت رسول (ص) بر من وارد شد در وقتی که رختخواب خود را پهن کرده بودم و میخواستم بخوابم ، حضرت فرمود : ای فاطمه مخواب مگر بعد از آنکه چهار عمل بجا آوری ، ختم قرآن کنی ، و پیغمبران را شفیعان خود گردانی ، و مومنین را از خود خوشنود گردانی و حج و عمره بکنی. حضرت رسول (ص) این را فرمود و مشغول نماز شد ، من توقف کردم تا نماز خود را تمام کرد ، گفتم یا رسول الله (ص) امر فرمودی به چهار چیزی که من قدرت ندارم در این وقت آنها را بجا آوردم ، آنحضرت (ع) تبسم کرد و فرمود : هرگاه بخوانی سوره توحید ( قل هوالله احد را ) سه مرتبه پس گویا ختم قرآن کردی و هرگاه صلوات بفرستی بر من و پیغمبران پیش از من ما شفیعان تو خواهیم بود در روز قیامت و هرگاه استغفار کنی از برای مومنین پس تمامی ایشان از تو خشنود شوند و هرگاه بگویی (( سبحان الله و الحمدلله و لاالاالله و الله اکبر )) پس گویا حج و عمره کرده ای.   منتهی الآمال ( شیخ عباس قمی ره ) جلد 1 صفحه 162 

سخنان حضرت زهرا (س)

زنى خدمت حضرت فاطمه علیهاالسلام رسید و گفت :
- مادر ناتوانى دارم كه در مسائل نمازش به مساءله مشكلى برخورد كرده و مرا خدمت شما فرستاد كه سؤ ال كنم .
حضرت فاطمه علیهاالسلام جواب آن مساءله را داد. آن زن همین طور مساءله دیگرى پرسید تا ده مساءله شد. حضرت همه را پاسخ داد. سپس ‍ آن زن از كثرت سؤ ال خجالت كشید و عرض كرد:
- اى دختر رسول خدا! دیگر مزاحم نمى شوم .
حضرت فرمود: نگران نباش ! باز هم سؤ ال كن ! با كمال میل جواب مى دهم ، زیرا اگر كسى اجیر شود كه بار سنگینى را بر بام حمل كند و در عوض آن ، مبلغ صد هزار دینار اجرت بگیرد، آیا از حمل بار خسته مى شود؟
زن گفت :
- نه ! خسته نمى شود، زیرا در برابر آن مزد زیادى دریافت مى كند.
حضرت فرمود:
- خدا در برابر جواب هر مساءله اى بیشتر از اینكه بین زمین و آسمان پر از مروارید باشد، به من ثواب مى دهد! با این حال ، چگونه از جواب دادن به مساءله خسته شوم ؟ از پدرم شنیدم كه فرمود:
((علماى شیعه من روز قیامت محشور مى شوند، و خداوند به اندازه علوم آنان و درجات كوششان در راه هدایت مردم ، برایشان ثواب و پاداش در نظر مى گیرد و به هر كدامشان تعداد یك میلیون حله از نور عطا مى كند. سپس منادى حق تعالى ندا مى كند: اى كسانى كه یتیمان (پیروان ) آل محمد را سرپرستى نمودید، در آن وقت كه دستشان به اجدادشان (پیشوایان دین ) نمى رسید، كه در پرتو علوم شما ارشاد شدند و دیندار زندگى كردند. اكنون به اندازه اى كه از علوم شما استفاده كرده اند، به ایشان خلعت بدهید!
حتى به بعضى آنان صد هزار خلعت داده مى شود. پس از تقسیم خلعت ها، خداوند فرمان مى دهد: بار دیگر به علما خلعت بدهید. تا خلعتشان تكمیل گردد.
سپس دستور مى رسد دو برابرش كنید همچنین درباره شاگردان علما كه خود شاگرد تربیت كرده اند چنین كنید...
آنگاه حضرت فاطمه به آن زن فرمود:
اى بنده خدا! یك نخ از این خلعتها هزار هزار مرتبه از آنچه خورشید بر آن مى تابد بهتر است . زیرا امور دنیوى تواءم با رنج و مشقت است اما نعمتهاى اخروى عیب و نقص ندارد.  بحارالانوار جلد 2 صفحه 3

مردى به همسرش گفت : برو خدمت حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام از او بپرس آیا من از شیعیان شما هستم یا نه ؟
آن زن خدمت حضرت زهرا علیهاالسلام رسید و مطلب را پرسید. حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمود:
- به همسرت بگو اگر آنچه را كه دستور داده ایم بجا مى آورى و از آنچه كه نهى نموده ایم دورى مى جویى از شیعیان ما هستى وگر نه شیعه ما نیستى .
زن به منزل برگشت و فرمایش حضرت زهرا علیهاالسلام را براى همسرش ‍ نقل كرد. مرد با شنیدن جواب حضرت سخت ناراحت شد و فریاد كشید:
- واى بر من ! چگونه ممكن است انسان به گناه و خطا آلوده نباشد؟
بنابراین من همیشه در آتش جهنم خواهم سوخت ، زیرا هركس از شیعیان ایشان نباشد همیشه در جهنم خواهد بود.
زن بار دیگر محضر فاطمه علیهاالسلام رسید و ناراحتى و سخنان همسرش ‍ را نزد آن حضرت بازگو نمود.
حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود:
- به همسرت بگو؛ آن طور كه فكر مى كنى نیست . چه اینكه شیعیان ما بهترین هاى اهل بهشتند ولى هركس ما را و دوستان ما را دوست بدارد دشمن دشمنان باشد و نیز دل و زبان او تسلیم ما شود، ولى در عمل با اوامر و نواهى ما مخالفت كرده ، مرتكب گناه شود، گرچه از شیعیان واقعى ما نیست اما در عین حال او نیز در بهشت خواهد بود، منتهى پس از پاك شدن گناه .
آرى ! به این طریق است كه به گرفتاریهاى (دنیوى ) و یا به شكنجه مشكلات صحنه قیامت و یا سرانجام در طبقه اول دوزخ كیفر دیده ، پس از پاك شدن از آلودگیهاى گناه به خاطر ما از جهنم نجات یافته ، در بهشت و در جوار رحمت ما منزل مى گیرد.  بحارالانوار جلد 68 صفحه 155.

حضرت زهرا (ع) فرمود : روزه داری که زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نکرده ، روزه اش به چه کارش خواهد آمد.  بحارالانوار جلد 93 صفحه 295

 

حضرت زهرا (س) : خداوند امر به معروف را به خاطر مصلحت عموم مردم واجب کرد.  علل الشرایع جلد 1 باب 182 حدیث 2

محمّد بن موسى بن متوكّل رضى اللَّه عنه از على بن حسین سعدآبادى ، از احمد بن ابى عبد اللَّه برقى از اسماعیل بن مهران، از احمد بن محمّد بن جابر، از حضرت زینب سلام اللَّه علیها بنت على بن ابى طالب علیه السّلام فرمود: حضرت فاطمه علیهما السّلام در خطبه‏ اى فرمودند : خدا در بین شما عهدى دارد كه تقدیمتان داشته و جانشینى دارد كه حاكم‏ بر شما قرار داده است و آن عبارت است از: كتاب خدا كه دلائلش روشن و آشكار بوده و آیه‏ هایش از امور نهانى كتاب پرده بر می ‏دارند، قرآن برهانى است كه ظواهرش متجلّى و روشن بوده و پیوسته خلائق را به استماعش می ‏كشاند اتباع و پیروانش را به بهشت رضوان می ‏برد و تابعانش را نجات می ‏دهد، در آن حجّت‏هاى نورانى حقّ و محرّمات الهى و فضائل تدوین و تنظیم ‏شده ‏اش و جمل و كلمات كافى و وافیش و نعمت‏هاى ارزانی ‏شده‏ اش و شرایع و احكام واجب و قطعیّه ‏اش و ادلّه و براهین روشن و آشكارش بیان می ‏گردد حقّ تعالى ایمان را به منظور تطهیر از شرك و نماز را به جهت تنزیه از كبر و سرافرازى و زكات را به داعى زیاد شدن رزق و روزه را به خاطر تثبیت اخلاص و حجّ را به قصد رونق یافتن دین و عدل را براى آرام نمودن دلها و طاعت را به منظور نظام ملّت و امامت و رهبرى را به خاطر اصلاح تفرقه و تشتّت و جهاد را براى عزّت و بزرگى اسلام و صبر را به جهت كمك بر طلب ایجاب مطلوب و ظفر یافتن بر آن و امر به معروف را به جهت مصلحت عموم و احسان به پدر و مادر را به منظور حفظ از غضب و خشم و صله ارحام را به جهت زیاد شدن تعداد دوستان و قصاص را به جهت حفظ دماء و خون‏ها و وفاء به نذر را به منظور فراهم شدن اسباب مغفرت و آمرزش و كامل قرار دادن ترازوها را به جهت ترك كم فروشى و دورى جستن از نسبت ناروا دادن به زنان عفیفه را به خاطر بر حذر ماندن از رانده شدن از درگاه رحمت الهى و اجتناب از سرقت را به منظور اثبات عفّت و پاكى و دورى نمودن از خوردن اموال ایتام را به خاطر عدول از ستم و دادگرى در احكام را به منظور انس گرفتن با رعیّت واجب و فرض قرار داد و نیز حقّ عزوجلّ به منظور اخلاص در مقابل پروردگار شرك را حرام نمود، پس در آنچه شما را مأمور ساخته به مقدارى كه می ‏توانید تقوى و پرهیزكارى داشته و از منهیّات دورى نمایید.   علل الشرائع ترجمه ذهنى تهرانى ، ج‏لد 1 صفحه 791

دو نفر زن که در مسئله ای دینی با یکدیگر اختلاف داشتند برای حل اختلاف خود نزد فاطمه (س) رفتند ، یکی از زنان مومن و دیگری معاند و کافر بود. فاطمه (س) میفرماید : من دلایل زن مومنه را اثبات کردم و حقانیت سخن او را آشکار نمودم و در نتیجه او بر آن زن که دشمن اسلام بود پیروز گشت و به شدت شاد و مسرور گردید. فاطمه (س) به آن زن مومن که بسیار خوشحال شده بود فرمود : شادی فرشته ها برای پیروزی تو بر او بیشتر از شادی تو میباشد و غم و اندوه شیطان و یاران او از غم و اندوه این زن کافر زیادتر است.   بحارالانوار جلد 2 صفحه 8

دو نفر زن ، كه یكى مؤمن و دیگرى از دشمنان اسلام بود، در مطلبى دینى با هم اختلاف نظر داشتند.
براى حل اختلاف ، محضر حضرت فاطمه علیهاالسلام رسیدند و موضوع را طرح كردند.
چون حق با زن مؤمن بود، حضرت فاطمه علیهاالسلام گفتارش را با دلیل و برهان تایید كرد و بدین وسیله زن مؤمن بر زن دشمن پیروز گشت و از این پیروزى خوشحال شد.
حضرت فاطمه علیهاالسلام به زن مؤمن فرمود:
فرشتگان خدا بیشتر از تو شادمان گشتند و غم و اندوه شیطان و پیروانش ‍ نیز بیشتر از غم و اندوه زن دشمن مى باشد.
امام حسن عسكرى علیه السلام مى فرماید:
((در عوض خدمتى كه فاطمه به این زن مؤمن كرد، بهشت و نعمت هاى بهشتى اش را هزار هزار برابر آنچه قبلا تعیین شده بود، قرار دهید و همین روش را درباره هر دانشمندى كه با علمش مؤمنى را تقویت كند - كه بر معاندى پیروز گردد - مراعات كنید و ثوابش را هزار هزار برابر قرار دهید!)) بحارالانوار جلد 2 صفحه 8

اگر حضرت زهرا (س) نفرین میکردند .................

امام باقر و امام صادق علیهماالسلام فرمودند: چون آن مردم كردند آنچه كردند، (در خانه اش را آتش زدند و على علیه السلام را بمسجد بردند) فاطمه علیها سلام به عُمر  فرمود: همانا بخدا اى پسر خطاب ! اگر من از رسیدن بلا به بى گناهان كراهت نداشتم ، مى فهمیدى كه خدا را سوگند مى دادم و او را زود اجابت كننده مى یافتى (یعنى من نفرین مى كردم و بزودى بلا نازل مى شد و ترا و بى گناهان را شامل مى گشت ولى نمى خواهم بى گناهان به آتش تو بسوزند).  اصول كافى جلد 2 صفحه 358

 ابو هاشم گوید : هنگامى كه على علیه السّلام را (از خانه) بیرون بردند حضرت فاطمه علیها السّلام نیز به دنبال آن حضرت بیرون آمد در حالى كه پیراهن رسول خدا (ص) را روى سرش گذارده بود و دست حسن و حسین علیهما السّلام را بدست گرفته بود و میفرمود: مرا با تو چه كار اى ابوبكر؟ میخواهى بچه‏ هایم را یتیم كنى و مرا بی ‏شوهر كنى؟ به خدا سوگند اگر كار بدى نبود مویم را پریشان میكردم و به درگاه پروردگار خود فریاد میزدم، مردى از آن جمعیت گفت: (اى فاطمه) چه منظورى از این كار دارى؟ ( مجلسى (ره) گوید: یعنى میخواهى عذاب بر این امت نازل كنى ؟ ) سپس حضرت زهرا دست على را گرفت و از مسجد او را برد. روضة الکافی جلد 2 صفحه 45

عبد الحمید طائى از امام باقر علیه السّلام روایت كند كه فرمود: به خدا قسم اگر (زهرا سلام اللَّه علیها) موى خود را پریشان كرده بود همه مردم یك جا مُرده بودند.  روضة الکافی جلد 2 صفحه 45

گریه فاطمه زهرا (س) برای رنجها و اذیتهایی که به علی (ع) میشود

روایت شده چون هنگام وفات فاطمه (علیها سلام ) فرا رسید ، گریه میکرد ، امیرالمومنین (ع) فرمود : چرا گریه میکنی ؟ گفت : می گریم برای رنجها و اذیتهایی که پس از من می بینی ، امیرالمومنین (ع) فرمود : گریه مکن ، به خدا قسم این سختیها در راه خداوند برای من کوچک است.  انوارالبهیة ( شیخ عباس قمی ره ) صفحه 41

نوشته شده در تاریخ شنبه بیست و هفتم فروردین 1390    | توسط: محب اهل بیت (ع)    | طبقه بندی: امام علی(ع)، جوابیه،     | نظرات()